نيايش   

                

اين بكش ، مكش

سر مو هاي من است

قمه ها ديگر قابل رويت نيستند

 

در من مرز هايش را گسترش مي دهد و خوانده مي شود بر لب هايم

 

اگر خم بازوي تو باشد

مي خوابم 

سيصد سال و نه سال علاوه تر

 

قسمتي يا روزي كامل از اينجا رد شده؟، نمي پرسم؟

در نوازش كلمات غرق شده ام

 

الفتي ست كه تابستان و زمستان با من سفر مي كند

 

از خودم كنار مي كشم،جا هست در قلبم بنشيني؟

 

 

بخت آن را دارم كه آفتاب گرمم كند

در نفسهايش جانم ويرايش مي شود

 

شعر هايم چقدرهواي نام مرا دارد؟

در فراخناي غار بيدار مي شوم

كدام دسته مدتي را كه درنگ كرده اند؛بهتر مي شمارند؟

سر به هوايي باد بادكي در من نيست

 

از خودم كنار مي كشم؛جا هست؟

اگر خم بازوي تو باشد

سيصد سال ونه سال علاوه تر

مي خوابم؟

 

 

اشارات:سوره ي كهف- قرآن كريم

سوره ي قريش-قرآن كريم

           مهرنوش قربانعلي

 

 

      

 

 

 

  خانه بازگشت