سنگریزه ی هزار
ساله ی
توی کفش ات را بزرگ
می کنی
بزرگ حرف می زنی
حرف می زنی
بالشم تمام می شود
فرشته های روی شانه
ام تمام
دیگر جایی برای
خواب دیدن ندارم
دوستانم خط خورده
اند خط و خالم خط
تو را ساعت به ساعت
عوض کرده اند
ملافه ها را با تو
عوض
هوای مرا در تو عوض
کرده اند
اتاقم را در عوض
تو با شمع ها دودِ
دود
آب شده ام
حالا توی دلم
دریایی موج می
زند موج می زند
بیدار شو
می خواهم غرق ات
کنم.
منیره پرورش